اميرخان از زندان تماس گرفت. مريض احوال بود و صداش گرفته. دلش ميخواست كه آهنگ امام رضا تكميل شه و به دست خودش برسه. امير ديوا هم يه ضرب نشسته پاى كار و داره زحمت ميكشه و به اميد خدا همين يكى دو ساعته تموم ميشه. ايشالا فردا تماس ميگيره و امير ديوا هم آهنگ رو براش پخش ميكنه پا تلفن. اگر هم كسى از مسئولان زندان لطف كنه و به دستش برسونه كه ديگه چه بهتر. يه نيت شخصى و يه قول و قرار بين خودش و آقا امام رضاست. ايشالا آزادى همه زندانيا، ايشالا هيچ مادرى چشم به راه عزيزش نباشه. الهى آمين